‏نمایش پست‌ها با برچسب حکومت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حکومت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

حمله به همسر امیرحسین مدرس (دستمال به دست حکومت) خواننده کلیپ روحانی + عکس



 امیرحسین مدرس بازیگر، خوانده و مجری سابق برنامه های تلویزیونی که بیش از هر حوزه دیگری به خاطر حضور در برنامه های مذهبی و نیز اجرای کارهای مذهبی شهرت یافته، تصاویری از خود و همسرش در مقابل سید محمد خاتمی به نمایش گذاشته که شگفتی مخاطبان صفحه اختصاصی او را به همراه داشته است.
او اخیرا عکس جديدي از خودش و همسرش منتشر کرده است که باعث شوکه‌شدن کاربران شبکه‌هاي اجتماعي شده است.
برخي کاربران در نظرات زير اين عکس نوشته‌اند: واقعاً گيج شده‌ايم. "ما تا حالا فکر مي‌کرديم شما آدمي مذهبي و متدين هستي!"
کابر ديگري هم نوشته: "دم خروس را باور کنيم يا قسم حضرت عباس را؟"
همسر مدرس نيز در صفحه شخصي خود در فيس‌بوک و اينستاگرام، عکس‌هایی با حجاب نامناسب از خود و همسرش منتشر کرده که زير آنها براي يکديگر جملات عاشقانه رد و بدل کرده‌اند.
گفتنی است امیرحسین مدرس که اولین بار با حضور در برنامه نیم رخ برای نوجوانان به شهرت دست یافت، اندکی بعد به بازیگری و خوانندگی نیز روی آورد و سپس به عنوان مداح مجالس محرّم و مجري برنامه‌هاي عاشورايي و بازيگر فيلمهاي مذهبي شناخته شد.
او در کلیپ اخیر حسن روحانی – که یک کپی برداری کامل از کلیپ مشابه اوباما بود – به عنوان خواننده اصلی ظاهر شده است.
تناقضات عجیب میان رفتار و کردار افراد مشهوری چون مدرس گاهی اعتماد بسیاری از مخاطبان و دوستداران این اشخاص را به شدت مخدوش می کند. به ویژه آنکه این افراد در حوزه های مذهبی نیز مشغول به کار باشند. چراکه ممکن است باورهای و علاقه مندی های مذهبی مردم نیز مورد هدف قرار گیرد.
بی شک نظارت دقیق بخش های مختلف رسنه ملی بر اینگونه قدامات موجب خواهد شد تا مجریانی که بواسطه اجرای برنامه های مذهبی شهره شده اند از سوء استفاده افکار عمومی خودداری کنند .

گفتنی است مدرس اخیرا مجموعه موسیقی "خورشید" با مضمون عاشورایی را با همراهی "امین تارخ" و " ماه نی" وارد بازار کرده است! همچنین مجموعه فرات با خوانندگی او در تیتراژ پایانی اخیرا از تلویزیون بازپخش شده است. هنوز معلوم نیست تصمیم رسانه ملی برای ادامه حضور مجریانی شبیه مدرس در برنامه های مذهبی چیست.

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

نمادی از یک حکومت دیکتاتوری ... آنقدر اعتصاب غدا کنید تا بمیرید (پاسخ جلادان رژیم به زندانیان سیاسی)

بیش از دوهفته از آغاز اعتصاب غذای ابوالفضل عابدینی می‌گذرد. این زندانی سیاسی در اعتراض به تبعید غیر قانونی‌اش به زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده؛ اعتصابی که تا کنون پیگیری هیچ یک از مسوولان قضایی را به دنبال نداشته است. روز یکشنبه ۲۰ مرداد حسین رونقی ملکی، دیگر زندانی سیاسی زندان اوین هم در نامه‌ای خطاب به عابدینی، هم‌بند سابقش از آغاز اعتصاب غذای خود خبر داد و نوشت: "من در اعتراض به بی‌توجهی مسئولان به جان و سلامت انسان‌ها، عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی بیمار، افزایش فشار بر خانواده‌ام، تبعیدهای خودسرانه و غیرقانونی زندانیان سیاسی بی‌گناه و قرار دادن اجباری آن‌ها در شرایط غیرانسانی، بی‌خبری از برخی از زندانیان و همچنین در اعتراض به تداوم قانون ستیزی‌ها و ناروایی‌ها اعتصاب غذا خواهم کرد هر چند این روش را نادرست و اشتباه می‌دانم و تبعات سنگینی برای من در پی خواهد داشت."
اعتصاب غذای این زندانی سیاسی با توجه به سابقه بیماری حاد وی نگرانی زیادی در بین فعالان حقوق بشر و خانواده وی برانگیخته است. زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت او به "روز" می‌گوید: "دوشنبه قبل به دیدن حسین رفتم. می‌گفت کلیه راستش چهارشب است درد می‌کند و از شدت درد خوابش نمی‌برد. همان روز به من گفت می‌خواهم اعتصاب غذا کنم، التماس کردم، گفتم حسین نه، تو را به خدا اعتصاب نکن، به او گفتم می‌روم دادستانی ببینم چه می‌گویند انشاءالله برای عید فطر به تو مرخصی می‌دهند."
خانم موسوی ادامه می‌دهد: "به دادستانی مراجعه کردم، اشک ریختم و از معاون دادستان خیلی خواهش کردم. چند نفر از اعضای خانواده دیگر زندانیان هم آنجا بودند، شاهد هستند. گفتم تو را به خدا به این بچه مرخصی بدهید، من از این راه دور، از آذربایجان آمدم. مساله بیماری حسین و دردهای کلیه راستش را توضیح دادم و خواهش کردم مرخصی بدهند تا او را برای معالجه پیش پزشک ببریم؛ گفتند نمی‌شود. به آقای خدابخش گفتم پس می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بکشیدش؟ همانطور که خودتان گفتید؟ گفت شاید هم همینطور است."
از مادر این زندانی سیاسی می‌پرسم مگربه حسین رونقی گفته بودند که تو را می‌کشیم؟ پاسخ می‌دهد: "حسین به یکی از مسئولان زندان گفته من اعتصاب غذا می‌کنم، گفته فکر کردید چه می‌شود؟ می‌میرید و جریان چند روز دیگر هم تمام می‌شود، می‌رود. من به آقای خدابخش گفتم می‌خواهید این اتفاق بیفتد؟ گفت شاید هم همینطور است."
زلیخا موسوی اضافه می‌کند: "گفتند مرخصی نمی‌دهیم.تنها می‌شود در زندان تحت درمان باشد. گفتم چندبارتحت درمان قرار گرفته و بیمارستان رفته و عمل شده، دوباره او را به زندان برگرداندید و دوباره بیماره او عود کرده، این بارکلیه راستش درد می‌کند. آقای خدابخش گفت نه، آقای دادستان گفته‌اند به حسین مرخصی ندهید. گفتم من این همه راه از آذربایجان می‌آیم، شما به حرف من گوش نمی‌دهید. چهار سال است که در خانه شما را می‌زنم، جایی نمانده که در این مدت برای پیگیری کار حسین به آنجا نرفته باشم. هر بار می‌روم خواهش می‌کنم، گریه می‌کنم، جواب من را نمی‌دهند."
مادر حسین رونقی ادامه می‌دهد: "گفتند چرا با رسانه‌ها صحبت می‌کنید، گفتم خودتان باعث می‌شوید. گفتم اگر شما حرف من را می‌شنیدید من حرف نمی‌زدم، من یک مادرم؛ چهار سال است که دارم عذاب می‌کشم. گفتم شما چرا انقدر بی‌رحم هستید آقای خدابخش؟ ماه رمضان در این هوای گرم از راه دور آمده‌ام هر قدر التماس می‌کنم اصلا جواب من را نمی‌دهید"
خانم موسوی با تاکید بر شرایط نامناسب جسمی پسرش می‌گوید: "دکتر گفته حسین باید مواد غذایی خوب مصرف کند اما در زندان که چیزی پیدا نمی‌شود. حسین گفته بود مامان دیگر طاقت ندارم؛ این ها من را اذیت می‌کنند. به خدا نمی‌دانید چقدر دارم عذاب می‌کشم. به خدا نمی‌دانید سال گذشته که اعتصاب غذا کرد و کارش به بیمارستان و عمل کشید ما چه کشیدیم، پیر شدیم، چقدر عذاب کشیدم، مامورهای بیمارستان به احوال من گریه می‌کردند."
مادر این زندانی سیاسی با گریه ادامه می‌دهد: "وقتی که شنیدم اعتصاب غذا کرده، نمی‌دانستم چه کار کنم. به خدابخش معاون دادستانی گفتم مگر پسر من چه کار کرده؟ بچه‌های بی‌گناه مردم را زندانی کرده‌اند.من مادرم، چه کار کنم؟ شما گفتید ما راه پیغمبر را می‌رویم، به خدا آنها اینطوری نبودند. پیغمبر به دشمنانش هم احترام می‌گذاشت، مریض بودند می‌رفت عیادتشان. آقای خدابخش چرا این کار را می‌کنید؟"
خواسته زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی این است که به پسرش مرخصی استعلاجی بدهند. او در پایان در حالی که اشک می‌ریزد می‌گوید: "چرا این کارها را می‌کنند؟ فقط می‌خواهند حسین را بکشند همین."
حسین رونقی ملکی در آذر سال ۱۳۸۸ در شهر ملکان استان آذربایجان بازداشت و به تهران منتقل شد. او که با نام مستعار بابک خرمدین وبلاگ می‌نوشت، یکی از معترضان به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران بود. این زندانی سیاسی همچنین از مسئولان کمیته مبارزه با سانسور بوده که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.

دعا کنید اعتصاب پسرم بشکند
ابوالفضل عابدینی زندانی سیاسی و شاهد شکنجه‌های ستار بهشتی هم شنبه پنجم مرداد ماه به زندان اهواز تبعید شد. این نخستین بار نیست که ابوالفضل عابدینی تبعید می‌شود؛ او در آبان ماه گذشته نیز به زندان کارون اهواز منتقل شده بود. این اقدام در پی کشته شدن ستار بهشتی، وبلاگ نویس منتقد حکومت، و پس از آن صورت گرفت که آقای عابدینی در حضور بازپرس، آثار شکنجه بر بدن ستار بهشتی را تایید کرده بود.
او در اعتراض به تبعید خود هنگام خروج از زندان اوین اعلام اعتصاب غذای نامحدود کرد و گفت تا زمان بازگشت به زندان اوین اعتصاب غذای خود را ادامه خواهد داد. حالا بیش از دو هفته از اعتصاب غذای نامحدود وی در اعتراض به تبعید غیر قانونی خود می‌گذرد و نگرانی‌ در مورد وضعیت سلامتی و شرایط نگهداری او در زندان کارون شدت گرفته است.
ساره عیوضی، مادر ابوالفضل عابدینی هم در گفت‌وگو با "روز" تاکید می‌کند که این زندانی سیاسی در آخرین ملاقات با خانواده‌اش بسیار ضعیف و رنجور شده و حتی با اصرار و خواهش خانواده هم حاضر به شکستن اعتصاب غذا نشده است. خانم عیوضی ادامه می‌دهد: "یک‌بار به انفرادی می برندش، یک بار به حکمش اضافه می‌کنند. 4 سال است که سرگردانیم. خسته شدیم انقدر نامه نوشتیم، انقدر مراجعه کردیم. خواسته ما این است که به تهران برگردانده بشود، زندانی‌اش کم و در نهایت آزاد بشود."
به دنبال انتقال ابوالفضل عابدینی به زندان اهواز، ۴۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در بیانیه‌ای به این اقدام اعتراض کردند و خواستار بازگرداندن وی به این زندان شدند.
در این بیانیه با اشاره به اینکه ابوالفضل عابدینی، چهار سال است در حبس بدون مرخصی به سر می‌برد، آمده است: "وی به عنوان یک فعال ایراندوست، در عنفوان جوانی، صرفا به دلیل پیگیری مجدانه اهداف و منافع ملی و فعالیت‌های حقوق بشری، همچون بسیاری دیگر از کوشندگان جنبش سبز دستخوش احکام شدید و ناعادلانه شده و به دوازده و نیم سال حبس محکوم گردیده است."
ساره عیوضی مادر این زندانی سیاسی به "روز" می‌گوید: "پسرم بیماری قلبی و کلیه دارد. زندان اهواز، زندان سیاسی و امنیتی نیست. لااقل تهران در بند سیاسی بود. اینجا مجرمان سرقت و اعتیاد و قتل نگهداری می‌شوند. امکانانتش هم کم است."
خانم عیوضی هم با گریه ادامه‌ می‌دهد: "دعا کنید برایش، دعا کنید زودتربه تهران برگردد و اعتصاب غذایش را بشکند. این ۱۳ سال زندانی که برایش بریدند انقدر به ما فشار نیاورده که این ۱۵ روز اعتصاب غذا آورده است. ما خیلی نگرانیم و تحت فشاریم."
این زندانی سیاسی پیش‌تر در نامه‌ای به آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه از اعمال خشونت نسبت به خودش خبر داده و نوشته بود: "از تشریفات بازداشت متهم که بگذریم، وقتی ضربات کابل بر کف پاهای نحیف من وارد می‌آمد و زیر ضربات مشت و لگد به خود می‌پیچیدم، بار دیگر مفاد حقوق شهروندی و حقوق متهم در برابر چشمان و ذهن، تن به رقص می‌آمد که چگونه ضابط های که خود را ماموران دستگاه عدلیه می‌دانستند، آن همه را به سخره گرفته بودند."

ابوالفضل عابدینی فعال حقوق بشری و کارگری، فروردین ۸۹ توسط دادگاه انقلاب اهواز به اتهام "ارتباط با دول متخاصم، فعالیت‌های حقوق بشری و تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه‌های بیگانه" به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. او یک سال بعد از صدور حکم اول، بار دیگر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه‌ به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد.

۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

خامنه ای دجال برای بقای حکومت و امپراطوریش به هر ترفندی دست میبرد ...



ولایت مطلقه کارش همینه
ولایت مطلقه است اینجا نگا کن             بشین وهر چه میخواهی صفا کن
 یه شب تصمیم میگیره یه ابله               مشخص میکنه کاندید اصلح
همه رندان به دورش میشوند جمع         چنان دیوانگان گرد یک شمع
 پسندند آنچه را ایشان پسندد              کنند اجرا هر آنچه خان پسندد
 شروع ثبت نام، با قال و قیل است         نتیجه کمتر از یک نصفه بیل است
 کنون نوبت رسد با کارگردان                 یه دوجین خر، شود شورا نگهبان
 شروع پردۀ یک فیلم عالی                   نتایج کاملا وهم و خیالی
 نظارتها چنان خوبست و عالی             عجایب نام آن استص و آبی
 دوسه نامی درآید چین و واچین            همانند بادمجان دور قاب چین
 برای دوری از هر نوع عدالت                 کند شورا از یک مورد حمایت
 به روز افتد شمارش روی سیما            فقط، شعر من و تو میشود ما
 همه گویند که وقت حضور است           حرارت کافی و نان در تنور است
 نصیحت میکنه رهبر به ملت                فقط با اوست هر تصمیم و علت
 نتایج را خود ما ثبت کردیم                  خیال جمله خویشان تخت کردیم
 وظیفه این زمان صرف حضور است       همه چشمان دنیا کور کور است
 تو صف باشید تا فیلمی بگیریم           برای این دمکراسی بمیریم
 کنون وقت مناظره رسیده                  به ناطق،هاشمی نوبت رسیده
 فقط یک هفته این بحثها تو کاره          تا رای مٌشتی احمق رو بیاره
خود رهبر میاد یک روز جمعه                میگه بسه، شد این پایان جمله
 بسیج میگه، بابا ما فکر میکردیم         تموم مفسدا رو کیسه کردیم
 دوباره میکنه رهبر نصیحت                 خفه باشید و تو فکر فضیحت
 نظام ما، رو این چیزا سواره                مجازات مفاسد خب محاله
 برید مثل سگهای هرز و ولگرد             بگیرید پاچۀ هر کی سکوت کرد
 سکوت این جماعت معنی داره           صداش میخواد منو از پا درآره
 به زور چوب و باتوم و گلوله                 باید حالی بشن، منطق کدومه؟
 صدا سیما، صداشو در نیاره                فقط فیلمای تکراری بزاره
 نظام ماست مفهوم امانت                 محاله حتی یک مورد خیانت
 تمام ارتباطات قطع میشه                 حقیقت توی سیما پخش میشه
 تقلب اینجا مفهومی نداره                 کلام رهبری پایان کاره
 اونام که دنبال قانون میگردن              باید چندسالی تو زندون بگردن
 رییس جمهورمون دیگه همینه           نباید هیچکسی ماتم بگیره
 رییس جمهوره محبوب دو عالم           به او تبریک میگوید العالم!
 تو بحث لاف و دروغ و خرافات              خدا حفظش کنه از جمله آفات
 به مجلس هم بگید ساکت بشینه      نمیخواد سمت ملت رو بگیره
 همه طلاب قم پشت من هستن        خودشون هم نمیدونن کی هستن
 مثال گربه روی پا نشستن                به روی این کارا چشما رو بستن
 بگید هر کس تو قانون کم میاره          فقط اسم ولایت رو بیاره
 به جای اصل وقانون زننده                  ولایت مطلقه دٌمبش ببنده
 ولایت مطلقه کارش همینه                بگید مردم دیگه ساکت بشینه
 سر مردم رو میشه زیر آب کرد            چطوری میشه خالق رو بخواب کرد؟!
تکثیر و ارسال به همۀ مردم،مسوولین ومجلس با شما

۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

20 ژوئن (روز حمایت از زندانیان سیاسی) نزدیک است ... جهانیان باید بدانند که این حکومت با جنایت و کشتار پا برجاست !



بیستم ژوئن (سی‌ خرداد) روز حمایت از زندانیان سیاسی است حمایت خود را با بر گزاریهای آکسیونهای اعتراضی در شهر و کشور محل اقامت خود اعلام نمائید

تمامی‌ زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد گردند.

بیستم ژوئن (۳۰ خرداد)روز عهد و پیمان دوباره ما برای آزادی بی‌ قید و شرط زندانیان سیاسی و خاتمه دادن به دستگاه جنون و جنایت جمهوری اسلامی است.

مردم، آزادیخواهان، انسانهای شریف،

جهانیان باید بدانند که این حکومت با جنایت و کشتار پا برجاست!



باید بدانند که جمهوری اسلامی با چوبه دار و کشتار و شکنجه و زندان متولد شده است و با خونریزی ادامه حیات میدهد!

باید با خبر شوند که این حکومت از وحشت انقلاب و خیزش و قیام مردم حاضر است دست به هر جنایتی بزند تا ساعتی‌ بر عمر کثیف خود بیفزاید! 

این حکومتی درنده است که در پرونده فردی و جمعی‌ حاکمینش صدها فقره قتل عمد خوابیده است!

جهانیان باید زجرنامه هزاران زندانی سیاسی را در طی‌ عمر پرنکبت جمهوری ننگین اسلامی بشنود و از حقایق هولناک این حکومت آدمکش با خبر شوند.

این صدای رسای ماست که جهانیان را ، میلیونها انسان شریف و نوعدوست را در کنار ما قرار میدهد تا امر دفاع فوری و اضطراری از هزاران زندانی سیاسی و صدها عزیزی که هر آن چوبه دار زندگیشان را تهدید می‌کند را میسر کند.

یورش و گروگان گیری دائمی از میان مخالفان سیاسی، رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی، اخبار هولناک اعدامهای دست جمعی‌.؛ تهدید ؛ تجاوز،کسب و کار هر روزه این حکومت است.

بیستم ژوئن فقط یک روز نیست! 

یک کمپین وسیع برای سازمان دادن جنبش اعتراضی است که می‌خواهد جهان متمدن را برای پشتیبانی‌ از خواست آزادی بی‌ قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران بسیج کند! 

واکنشی بین المللی نسبت به خطرات جدی که جان عزیزان ما را در زندانهای جمهوری اسلامی تهدید می‌کند، ایجاد نماید.

بیستم ژوئن در عین حال سمبل اتحاد و عهد و پیمان ما برای آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی و پایین کشیدن چوبه های دار است!

مبارزات زندانیان سیاسی در سیاه چالهای مخوف اوین و رجایی شهر و همه زندانهای بیشمار جمهوری ننگین اسلامی حماسه‌ای عظیم است. 

این مبارزات شور انگیز لایق بزرگترین حمایتها و پشتیبانی بین المللی است. 

هزاران زندانی سیاسی و خانواده‌های مضطرب و نگرانشان چشمشان به اقدامات بین الملی ‌ ما ست.

در بیستم ژوئن امسال یکبار دیگر با متحد شدن خود با هر گونه تفکر فکری ؛ سیاسی؛ حزبی فقط و فقط صدای زندانیان سیاسی ؛ خانواده های آنان به خصوص کودکان آنان باشیم.

مردم، آزادیخواهان، انسانهای شریف،

با قراردادن این نوشته و انتشار آن در لیست دوستان خود و سایتهای مختلف صدای یک زندانی سیاسی باشید.

چه هدیه ای برای یک زندانی بهتر از این است که صدای آنان و خانواده آنان باشید.

از تمامی مردم آزادیخواه و مبارز، تمامی احزاب و سازمانهای سیاسی خواستاریم با متحد شدن خود و شرکت در مراسم بیستم ژوئن روز جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی صدای یک زندانی سیاسی باشند

آدرس تجمعات اعتراضی خود را با ذکر نام شهر و کشور خود برای ما ارسال کنید 

در صورت تمایل با اعضای کمپین تماس حاصل فرمائید :
http://www.iranpoliticalprisoners.org/contact.html

http://www.flickr.com/photos/i_am_her-his_voice/

https://twitter.com/I_am_his_voice

http://www.facebook.com/zendani.siasi?ref=ts
کمیته برای آزادی زندانیان سیاسی

۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

کفگیر بی لیاقتی حکومت دینی هم به ته دیگ خورده است.



در زمان های قدیم وقتی کسی نذری می پخت ، بقیه ی مردم برای گرفتن خوراکهای نذری صف می کشیدند . وقتی که کفگیر به ته دیگ می خورد صدا می داد چون جنس آن ها فلزی بود . هنگامی که خوراک در حال تمام شدن بود و پلو هم به انتها می رسید این کفگیر بر اثر برخورد به دیگ صدا می داد و آشپزها هم وقتی که خوراک تمام می شد کفگیر را ته دیگ می چرخاندند و با این کار به بقیه ی کسانی که در صف بودند خبر می دادند که خوراک تمام 
شده است .

می بینیم کفگیر بی لیاقتی حکومت دینی هم به ته دیگ خورده است.

خاطر جمع باشید با شرایط کنونی بوجود آمده وضع کشورمان اینگونه نخواهد ماند.

زمان بدرود این حکومت از چند سال پیش آغاز شده است.