‏نمایش پست‌ها با برچسب مرخصی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مرخصی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

محمد امین آگوشی معلم زندانی , در اعتراض به عدم درمان و مرخصی با دوختن لبانش دست به اعتصاب غذا زد !

معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی در اعتراض به عدم درمان و مرخصی استعلاجی و فشارهای غیر انسانی صبح امروز دست به اعتصاب غذا زد.

خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ،فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران اعلام کردند که روز شنبه ۱۱ آبان ماه معلم بازنشسته زندانی محمد امین اگوشی که در زندان مرکزی زاهدان در تبعید بسر می برد با بستن لبهای خود اقدام به اعتصاب غذا نمود. او از۲ هفته پیش به رئیس زندان و سایر زندانبانان اعلام کرده بود که اگر به خواسته هایش که از حقوق اولیه انسانی او است رسیدگی نشود ناچار به اعتصاب غذا خواهد شد.

اما زندانبانان ولی فقیه شروع به تهدید کردن وی نمودند و صبح امروز پس از دوختن لبانش بجای رسیدگی به خواسته هایش، وی را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان منتقل کردند.

خواسته های معلم بازنشسته زندانی به قرار زیر می باشد: 

۱ـ درمان وی در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان

۲ـ درصورتی که قادر به درمان وی نیستند به او مرخصی استعلاجی بدهند تا خود اقدام به درمان خویش نماید

۳ـ پایان دادن به فشارها، اذیت و آزارها و محدودیتهای غیر انسانی 
گفتنی است، محمدامین آگوشی که دچار بیماری‌های عصبی شده تاکنون از هرگونه اقدام درمانی در زندان زاهدان محروم بوده و خانواده وی باید برای یک ملاقات ۱ ساعته با وی ۷۲ ساعت مسیر ارومیه تا زاهدان را با اتوبوس طی کنند.

محمد امین آگوشی به همراه ایرج محمدی و احمد پولادخانی اهل پیرانشهر به اتهام جاسوسی به نفع حکومت اقلیم کردستان و محاربه از طریق همکاری با احزاب کردی در سال ۸۶ بازداشت شدند.

وی پس از تحمل بیش ۷ ماه انفرادی به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد و پس از برگزاری دادگاه در شعبه دوم دادگاه نظامی (سازمان قضایی نیروهای مسلح) به اعدام از طریق تیرباران محکوم شد.

حکم صادره در شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور عینا تائید شد اما مجددا پرونده ایشان به جریان افتاده و با ارجاع به شعبه یکم دادگاه نظامی وی به همراه دو متهم دیگر به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان زاهدان محکوم شده است

۱۳۹۲ تیر ۳, دوشنبه

نسرین ستوده ساعتی پیش از زندان به مرخصی آمد .


  • ندانم علت ضعفش چه بوده
    که ترسیده ز نسرین ستوده!
    خطرناک است نسرین ستوده

    پدرسگ توپ دارد تانک دارد
    دلار نفت در صد بانک دارد

    همه دورش بسیجی، پاسدار است
    ره بیت اش حصار اندر حصار است

    در اوج سِکوریتی منزلش هست
    برای روز وحشت، تونلش هست

    ندانم علت ضعفش چه بوده
    که ترسیده ز نسرین ستوده!

    ***

    نه نسرین ستوده لشکرش هست
    نه فکر کودتائی در سرش هست

    نه اسرائیل زد دستی به پشتش
    نه غرب او را گرفته توی مشتش

    نه دارد یوزی و خمپاره انداز
    نه میگیرد دلار از نفت و از گاز

    نه مأمور و نه بادیگارد دارد
    نه در جیب و به دندان کارد دارد

    نه میخواهد که بنشیند به جایش
    نه میباشد رقیب مجتبایش

    ولیکن هرچه هست و هرچه بوده
    خطرناک است نسرین ستوده!

    ***

    خطرهای دگر هم هست در راه
    که میلرزاند او را گاه و بیگاه

    اخیراً کرده وحشت فوق العاده
    ز یک وبلاگنویس صاف و ساده

    جوان از مدرسه چون خانه آمد
    سراغ صفحۀ رایانه آمد

    چو زد انگشت خود را روی کیبورد
    سه بار آقای رهبر زنده شد مرد

    نتیجه در اوین با ضرب شلاق
    به ستار بهشتی گشت ابلاغ

    پدرسگ پول دارد، زور دارد
    روانی این وسط ناجور دارد

    چو آید اسم منصور اسانلو
    دوباره لرزه افتد بر تن او

    بپیچد برخودش از وحشت و درد
    عبا عمامۀ او میشود زرد

    چنان پر قدرت اما این چنین خوار
    خدایا زین معما پرده برنداشتی هم برنداشتی! برو عمو!