۱۳۹۲ آبان ۱۵, چهارشنبه

شش تن از زندانیان اعدامی اهل سنت به مکان نامعلومی منتقل شدند !


 شش تن از زندانیان اعدامی اهل سنت در زندان قزل‌حصار با حضور گارد ویژه زندان و ضرب و شتم ایشان به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته دوشنبه ۱۳ آبان ماه این زندانیان در پی تصمیم مسئولین زندان برای انتقال به محل دیگر دست به اعتصاب غذا زدند. اما با این حال صبح امروز گارد ویژه زندان به محل نگهداری ایشان حمله برده و ضمن ضرب و شتم، آنها را به مکان نامعلومی منتقل دادند.
حامد احمدی فرزند حبیب‌الله متولد ۱۳۶۰، کمال ملایی فرزند احمد متولد ۱۳۶۳، جمشید دهقانی فرزند خدارحم متولد ۱۳۶۴، جهانگیر دهقانی فرزند خدارحم ۱۳۶۵، صدیق محمدی فرزند حسین متولد ۱۳۶۵ و سید هادی حسینی فرزند محی الدین متولد ۱۳۶۲ شش زندانی عقیدتی اهل سنت در زندان قزل‌حصار می‌باشند که حکم ایشان در دیوان عالی کشور به تایید رسیده و خطر اجرای حکم ایشان بار‌ها از سوی محافل حقوق بشری منتشر شده است.

نظر سنجی موسسه گالوپ از شهروندان ایرانی که تحریمها چه بر سر زندگیشان آورده است

مؤسسه آمریکایی «گالوپ» در یک نظرسنجی تازه که از شهروندان ایرانی انجام داده خبر می‌دهد که «۴۶ درصد» از پاسخ‌دهندگان به این نظرسنجی بیشترین مسئولیت تحریم‌ها علیه ایران را متوجه آمریکا می‌دانند.

در گزارشی که روز چهارشنبه، ۱۵ آبان، ششم نوامبر،‌ بر روی وب‌سایت این مؤسسه منتشر شد آمده‌ است که از میان این پاسخ‌دهندگان ۱۳ درصد معتقدند که دولت جمهوری اسلامی بیشترین مسئولیت را در به‌ وجود آمدن تحریم‌ها دارد.

این درصد برای اسرائیل، ۹، برای سازمان ملل ۶، و برای کشورهای اروپای غربی نیز ۶ درصد ذکر شده‌ است.

نتایج این نظرسنجی بر پایه تماس‌های تلفنی سه سال اخیر مؤسسه گالوپ با ۴٬۵۰۷ نفر از شهروندان ایرانی ۱۵ ساله به بالا به‌ دست آمده است.

در ادامه این گزارش آمده است که ۸۵ درصد از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی گفته‌اند که تحریم‌های بین‌المللی به وضعیت زندگی و معاش آنها ضربه زده و از این میان ۵۰ درصد گفته‌اند که این ضربه «بسیار بزرگ» بوده‌ است.

با وجود این به نوشته این گزارش، «۶۸ درصد» از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که جمهوری اسلامی ایران باید با وجود تمامی تحریم‌ها برنامه هسته‌ای خود را ادامه دهد.

گزارش گالوپ در این باره می‌نویسد که «این میزان حمایت [از برنامه هسته‌ای] با وجود فشارهای بین‌المللی، نشان‌دهنده نقشی است که ملی‌گرایی ایرانی در رویارویی هسته‌ای با غرب بازی می‌کند».

بنا بر این گزارش، ۳۴ درصد نیز گفته‌اند که اگر برنامه هسته‌ای ایران برای مقاصد نظامی به کار رود هم از آن پشتیبانی می‌کنند.

به نوشته این گزارش، ۱۶ درصد از پاسخ‌دهندگان به این نظرسنجی گفته‌اند که نمی‌دانند مسئول اصلی تحریم‌ها کیست یا پاسخی در این زمینه نداده‌اند؛ چهار درصد نیز گفته‌اند مسئول تحریم‌ها در میان گزینه‌هایی که در بالا برشمرده شد نیست یا «هیچ‌کس» مسئول این تحریم‌ها نیست.

سازمان نظرسنجی گالوپ، دهم تیرماه امسال نیز گزارشی منتشر کرد که به نوشته آن «نیمی از جمعیت ایران» در طول سال گذشته در مواردی برای تامین مسکن و خوراک با مشکل مواجه شده‌اند.

سازمان گالوپ تصریح کرده است که در میان مردمان ۱۹ کشوری که طی سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ میلادی، در خاورمیانه و شمال آفریقا از نظر تامین مسکن و خوراک مورد بررسی آماری قرار گرفته‌اند، رقم ۵۰٪ مربوط به ایرانیان، بالاترین درصد بوده است.

آمار منتشرشده گالوپ همچنین حکایت از این دارد که سلامت روانی ایرانیان در دو سال گذشته به وخامت گذاشته و در حال حاضر، ۵۸٪ مردم ایران در طی روز دلواپس و نگرانند، ۵۴٪ غمگین و افسرده و ۵۴٪ نیز روز را در خشم و عصبانیت سپری می‌کنند. 

گفتگو با خانواده مردی که پس از اعدام زنده شد

 برادر «علیرضا.م» اعدامی زنده‌شده هنوز باور ندارد برادرش زنده ‌است. او می‌گوید نمی‌تواند آنچه را که شب اعدام و فردای آن روز اتفاق افتاد به‌درستی به‌یاد بیاورد.
 برادر علیرضا در گفت‌وگویی کوتاه با شرق درباره آخرین وضعیت برادرش توضیح داده است:
حال برادرتان ظاهرا رو به بهبود است. الان در چه وضعیتی به‌سر می‌برد؟
خیلی خوب است. خدا را شکر. دکترهایش از روند بهبود او خیلی راضی هستند.
او را ملاقات کرده‌ای؟
نه، هنوز به دیدنش نرفتیم.
چرا؟
می‌ترسیم شوکه شود و ایست قلبی کند. از دست‌ دادن دوباره او وضعیت بدی را برای ما درست می‌کند. با دکترهایش هم مشورت کردیم. آنها گفته‌اند آمادگی ملاقات دارد اما ما خودمان هنوز آمادگی نداریم.
بچه‌هایش چطور؟ آنها به دیدن پدرشان رفته‌اند؟
نه، هنوز نرفته‌اند. همان‌طور که گفتم هیچ‌کدام از ما به‌دلیل اینکه ممکن است علیرضا شوکه شود به دیدنش نرفتیم.
پس چطور از حال او باخبر می‌شوید؟
مرتب با بیمارستان و دکترهایش در تماس هستیم و کارهایی که لازم است را انجام می‌دهیم. از حالش باخبر هستیم اما هنوز هیچ‌کدام از اعضای خانواده نتوانسته‌اند آنچه اتفاق افتاده را هضم کنند و همه شوکه هستیم.
درباره شب اعدام توضیح می‌دهی؟
دوست ندارم درباره آن حرف بزنم ضمن اینکه موقع اعدام آنجا نبودم.
سوال من درباره آخرین ملاقات با برادرتان است.
یک روز قبل از اعدام، من، خواهرم، همسر برادرم و دو دخترش به دیدنش رفتیم. وضعیت خیلی بدی بود. حال همه خیلی بد بود. اصلا نمی‌توانم برایتان بگویم چه حالی داشتیم. چند دقیقه‌ای همدیگر را دیدیم و بعد هم خداحافظی کردیم و آمدیم. خیلی اوضاع بدی بود. خدا برای هیچ‌خانواده‌ای پیش نیاورد. اصلا نمی‌توانم برایتان توصیف کنم که چه وضعیتی بود.
از ماجرای زنده‌ بودنش چطور مطلع شدید؟
آن شب نتوانستم درست بخوابم. حال همه اعضای خانواده بد و اعصاب همه خرد بود. حدود ساعت شش‌صبح دنبال کارهای خودم رفتم. می‌خواستم شرایط را برای حضورم در ختم آماده کنم. راستش نمی‌توانستم از جایم بلند شوم و به سردخانه بروم تا جنازه برادرم را تحویل بگیرم. انگار پاهایم راه نمی‌رفت. به دایی‌ام گفتم تو برو. دایی‌ام که به سردخانه رفته ‌بود، خبر داد علیرضا زنده ‌است.
دایی‌تان با شما تماس گرفت و خبر را داد؟
راستش یادم نیست دقیقا چه کسی زنگ زد. اصلا نمی‌دانم چه شد. هنوز هم گیج هستم. چیز زیادی از آن دقایق یادم نیست.
به بچه‌های برادرت چه کسی خبر داد؟
اصلا نمی‌دانم. فقط می‌دانم در عرض یکی دو دقیقه همه اعضای خانواده مطلع شدند. انگار بین زمین و آسمان بودم. گیج بودم.
چه احساسی داشتی؟
مسلما خوشحال شدم. آنقدر شوکه بودم که حتی نمی‌توانستم نفس بکشم. همان‌ جایی که ایستاده ‌بودم نشستم و گریه کردم.
برادرت به‌دلیل مواد سابقه داشت. درباره اینکه نباید این کارها را بکند با او صحبت نکرده و تذکر نداده بودی؟
علیرضا فرزند چهارم خانواده‌ است. من از او دو سال کوچک‌تر هستم. اول به‌ دلیل کوچک‌تر بودنم و دوم به‌ دلیل اینکه هیچ‌وقت دوست نداشتم وارد حریم خصوصی کسی بشوم با او درباره این مسائل صحبت نمی‌کردم.
پدر و مادرتان چطور؟
مسلما آنها نصیحتش می‌کردند چون از کارهایی که علیرضا کرده‌ بود خیلی ناراحت بودند. هیچ پدر و مادری دوست ندارد بچه‌اش اعدام شود. بنابراین تا جایی که ممکن بود سعی می‌کردند این اتفاق نیفتد.
برادرتان سه‌ سال در زندان منتظر اجرای حکم بود و ظاهرا سه‌ فرزند هم دارد. در این مدت چه کسی خرجی بچه‌ها را می‌داد؟
خدا را شکر مادرشان زن فهمیده‌ای است. از بچه‌ها خوب نگهداری می‌کند. ما هم نمی‌گذاشتیم آنها تنها بمانند. پدرشان در زندان بود اما این بچه‌ها خدا را داشتند و خداوند روزی‌رسان است. ما دورشان بودیم و نمی‌گذاشتیم تنها باشند.
بچه‌ها در حال حاضر چه می‌کنند؟
هر سه ‌درس می‌خوانند. آنها از این اتفاق آنقدر خوشحال هستند که نمی‌توانم توصیف کنم در چه وضعیتی هستند. درسشان را می‌خوانند. می‌خواهند وقتی توانستند پدرشان را ببینند نمرات خوبی را که گرفته‌اند به او نشان دهند.
کی به ملاقات برادرتان خواهید رفت؟
دکترها گفته‌اند حنجره‌اش آسیب دیده و فعلا نمی‌تواند حرف بزند. گفته‌اند خوب می‌شود اما زمان می‌برد. ما هم هر وقت وضعیت روحی‌مان خوب شود و بدانیم برادرمان هم آمادگی دیدار ما را دارد و باور کرده که هنوز زنده‌ است و از آن وضعیت بیرون آمده به دیدارش می‌رویم. هنوز صحنه‌های شب آخر جلوی چشمم است. امیدوارم دیگر تکرار نشود.
رئیس قوه‌ قضائیه و وزیر دادگستری هر دو گفته‌اند که برادرتان اعدام نمی‌شود. بنابراین اعدام مجدد منتفی به‌نظر می‌رسد.
البته رئیس قوه‌ قضائیه گفتند به‌ لحاظ عاطفی درست نیست دوباره اعدام شود اما به‌ هر حال خداوند خیرشان بدهد و بچه‌هایشان را برایشان نگه دارد. من می‌دانم برادرم دیگر وارد این کارهای خطرناک نمی‌شود. اعدام‌ نشدن برادرم در واقع کمک به فرزندانش است. آنها در دنیای کودکی خود خیلی خوشحال و شاد هستند. انگار همه خوشبختی دنیا نصیبشان شده ‌است. من و همه اعضای خانواده‌ام از رئیس قوه‌ قضائیه و وزیر دادگستری خیلی ممنون هستیم و دعا می‌کنم خداوند برای هیچ بنده‌ای اتفاقی مثل اعدام را پیش نیاورد. شب آخر خیلی بد بود، خیلی زیاد.

همسر «علیرضا»
همسر «علیرضا» نیز در گفت‌وگویی کوتاه با مجله خبری پیک بامدادی رادیو ایران شرایط زندگی خود و خانواده‌اش را تشریح کرد.
وی در این گفت‌وگو گفت شوهرش تا مقطع ابتدایی بیشتر درس نخوانده و پس از آن ترک‌ تحصیل کرده است.
این زن توضیح داد که دو دختر دوقلو دارد که کلاس سوم راهنمایی هستند و تنها پسرش نیز در کلاس دوم دبیرستان درس می‌خواند.
او که تحت پوشش کمیته امداد است، گفت یارانه‌ای را که دریافت می‌کند بابت اجاره‌خانه می‌پردازد و با کار کردن در خانه‌های مردم خرج تحصیل فرزندانش را می‌دهد.
 

۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

تظاهرات نه به اعدام در استکلهم سوئد 02/11/2013

همواره باید این اعتراضات در سرتاسر دنیا بصورت زنجیر وار در بیاید و به مجامع بین المللی و ملیتهای مختلف جنایت جمهوری ننگین اسلامی را نشان دهیم ...












سعید پور عزیزی،مدیر مسئول روزنامه بهار بازداشت شد.




سعید پور عزیزی،مدیر مسئول روزنامه بهار به دلیل شکایت مدعی العموم بازداشت شد.
براساس گزارشهای رسیده وی پس از مراجعه به دادسرای رسانه و بعد از شکایت مدعی العموم بازداشت شده است. روزنامه «بهار» با رای هیئت نظارت بر مطبوعات، توقیف و پرونده آن برای رسیدگی قضایی به دادگاه ارسال شد.
علاءالدین ظهوریان  دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات پیشتر از رسیدگی به موضوع مقاله مندرج شده در روزنامه بهار در جلسه دوشنبه 6 آبان این هیئت خبر داده بود.یادآوری می‌شود روزنامه بهار چهارشنبه گذشته، اول آبان‌ مقاله‌ای با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی و یا الگوی ایمانی؟» منتشر کرد که مسئولان این روزنامه ضمن عذرخواهی و توقف کار خود به صورت موقت، نامه‌ای را به شرح زیر منتشر کردند.
«روزنامه بهار به‌مناسبت روز عید غدیر خم یادداشت وارده‌ای را با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» به‌دلیل خطای فنی به چاپ رساند که متأسفانه موجب جریحه‌دار شدن روحیه مومنان حضرت علی (ع) شد. پس از آن مدیریت روزنامه اقدام به عذرخواهی در چند رسانه و امروز(شنبه) اقدام به انتشار چند یادداشت در نقد مطلب مورد نظر کرد که نشان دهد تا نظرات مندرج در یادداشت علی‌اصغر غروی به دور از مشی «بهار»، مدیران، روزنامه‌نگاران و کارمندان آن است. بر مردم عزیز فشارکاری و احتمال خطای غیرعمد پوشیده نیست (که این نافی مسئولیت نیست). از این رو، روزنامه بهار در راستای تلطیف فضای جامعه و به‌دست آوردن دل مؤمنین راستین و واقعی اقدام به عدم انتشار موقت و چند روزه کرده و از همه‌ خوانندگانش مجدداً پوزش می‌خواهد.»

حسین عرمشی شهروند اهوازی به دلیل شکنجه‌ی نیروهای رژیم اسلامی جان خود را از دست داد !

به دلیل شکنجه‌ی نیروهای رژیم اسلامی ایران یک شهروند اهوازی جان خود را از دست داد و دو شهروند دیگر نیز بازداشت شدند.
خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، فعالان حقوق بشر اهواز منتشر کرده‌اند، "حسین عرمشی" فرزند "صباح"، ٣٧ ساله، اهل اهواز در اثر شکنجه‌ی نیروهای رژیم ایران جان خود را از دست داد.
خانواده‌ی این شهروند عرب روز پنج‌شنبه مورخه‌ی دوم آبان‌ماه ١٣٩٢، طی یک تماس تلفنی از خبر کشته‌شدن فرزندشان را آگاه شده و از آن‌ها خواسته شده است که به منظور تحویل جسد فرزندشان به پزشک قانونی مراجعه نمایند و در پزشک قانونی برای خانواده‌ی عرمشی مشخص شده است که فرزندشان به علت شکنجه جان خود را از دست داده است.
تاکنون مشخص نشده است که کدام مرکز امنیتی این شهروند عرب را شکنجه‌ی کرده و پزشک قانونی نیز از دادن اطلاعات خودداری کرده است.
مورخه‌ی ششم آبان‌ماه سال ١٣٩٢، نیروهای امنیتی رژیم ایران، یک شهروند عرب اهل شهر "فلاحیه" به نام "کمال تمیمی" ٣٠ ساله و متأهل را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
چند روز پیش نیز یک شهروند دیگر عرب به نام " حبش مشعلی"،٢٨ساله، اهل شهر "حمدیه"، توسط نیروهای امنیتی رژیم ایران بازداشت شده بود.
علی‌رغم سپری شدن چند روز از بازداشت این دو شهروند عرب، تاکنون هیچ گونه اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نمی‌باشد.

محمد امین آگوشی معلم زندانی , در اعتراض به عدم درمان و مرخصی با دوختن لبانش دست به اعتصاب غذا زد !

معلم بازنشسته زندانی محمد امین آگوشی در اعتراض به عدم درمان و مرخصی استعلاجی و فشارهای غیر انسانی صبح امروز دست به اعتصاب غذا زد.

خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ،فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران اعلام کردند که روز شنبه ۱۱ آبان ماه معلم بازنشسته زندانی محمد امین اگوشی که در زندان مرکزی زاهدان در تبعید بسر می برد با بستن لبهای خود اقدام به اعتصاب غذا نمود. او از۲ هفته پیش به رئیس زندان و سایر زندانبانان اعلام کرده بود که اگر به خواسته هایش که از حقوق اولیه انسانی او است رسیدگی نشود ناچار به اعتصاب غذا خواهد شد.

اما زندانبانان ولی فقیه شروع به تهدید کردن وی نمودند و صبح امروز پس از دوختن لبانش بجای رسیدگی به خواسته هایش، وی را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان منتقل کردند.

خواسته های معلم بازنشسته زندانی به قرار زیر می باشد: 

۱ـ درمان وی در یکی از بیمارستانهای خارج از زندان

۲ـ درصورتی که قادر به درمان وی نیستند به او مرخصی استعلاجی بدهند تا خود اقدام به درمان خویش نماید

۳ـ پایان دادن به فشارها، اذیت و آزارها و محدودیتهای غیر انسانی 
گفتنی است، محمدامین آگوشی که دچار بیماری‌های عصبی شده تاکنون از هرگونه اقدام درمانی در زندان زاهدان محروم بوده و خانواده وی باید برای یک ملاقات ۱ ساعته با وی ۷۲ ساعت مسیر ارومیه تا زاهدان را با اتوبوس طی کنند.

محمد امین آگوشی به همراه ایرج محمدی و احمد پولادخانی اهل پیرانشهر به اتهام جاسوسی به نفع حکومت اقلیم کردستان و محاربه از طریق همکاری با احزاب کردی در سال ۸۶ بازداشت شدند.

وی پس از تحمل بیش ۷ ماه انفرادی به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد و پس از برگزاری دادگاه در شعبه دوم دادگاه نظامی (سازمان قضایی نیروهای مسلح) به اعدام از طریق تیرباران محکوم شد.

حکم صادره در شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور عینا تائید شد اما مجددا پرونده ایشان به جریان افتاده و با ارجاع به شعبه یکم دادگاه نظامی وی به همراه دو متهم دیگر به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان زاهدان محکوم شده است