‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مهر ۲۱, یکشنبه

محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه : نرمش قهرمانانه قرار نیست از مواضع به حق خود کوتاه بیاییم.




فرمانده کل سپاه با بیان اینکه خمینی هیچگاه نگاه سازشکارانه به آمریکا نداشتند، گفت: در موضوع نرمش قهرمانانه قرار نیست از مواضع به حق خود کوتاه بیاییم.
به گزارش خبرگزاری فارس از بجنورد، محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه  در صبحگاه مشترک نیروهای سپاه پاسداران خراسان شمالی که به مناسبت سالروز سفر علی خامنه ای به استان انجام شد، اظهار کرد: یکی از مسائلی که امروز مطرح است موضوع رابطه با آمریکاست.
وی با اشاره به اینکه که رهبر انقلاب اسلامی اخیرا در مجمع پاسداران موضوع نرمش قهرمانانه را مطرح کردند، تصریح کرد: برخی ها برداشت های انحرافی از رهنمودهای رهبری در مورد نرمش قهرمانانه دارند.
سردار جعفری با تاکید بر اینکه نرمش قهرمانانه از موضع ضعف نیست و قهرمانانه بودن آن موضع اقتدار نظام جمهوری اسلامی را می رساند، گفت: نرمش یعنی اینکه ما به دنبال جنگ نیستیم و این نرمش برای این بوده که به دشمن فرصتی داده شود تا به حق ایران در ابعاد مختلف توجه کند.
وی افزود: بعضی ها از این حرف و موضع سوء استفاده کرده و برداشت های خود را دارند. البته برخی هم این برداشت را داشته که با رابطه با آمریکا مشکلات و تحریم ها برطرف می شود.
فرمانده کل سپاه انقلاب اسلامی اظهار کرد: رهبری این فرصت را داده تا این نگاه به معرض آزمایش گذاشته شود که دشمنان آیا سر عقل آمده اند.
سردار جعفری با طرح این سؤال که چرا افرادی به خودشان اجازه می دهند که در بیانات رهبری و امام راحل خدشه ایجاد کنند، بیان داشت: امام  هرگز چنین چیزی را مطرح نکرده و نگاه سازشکارانه به آمریکا نداشتند.
وی با بیان اینکه در آینده دور و یا نزدیک آمریکا به ضعف دچار می شود، گفت: ممکن است آرام آرام خوی استکباری این کشور تغییر کند لیکن اکنون ما چنین شواهدی را از آمریکا سراغ نداریم.
سردار جعفری اظهار کرد: این فضاسازی ها برخلاف سخنان امام راحل و رهبری بوده و خطای بزرگی محسوب می شود.
فرمانده کل سپاه افزود: افرادی خودشان را از نزدیکان امام راحل می دانند لیکن برخلاف مشی امام سخن می گویند.
وی اضافه کرد: با این همه مردم ما هوشیار بوده و همواره دیدگاه های رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی را رصد می کنند.
وی گفت: امروز تمامی نیروهای نظامی انقلاب اسلامی آماده جانفشانی در عرصه های انقلاب بوده و از هیچ کوششی برای مجاهدت در این مسیر فروگذار نخواهند کرد.

۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

براساس این اسناد و مدارک خمینی بارها فامیلی خود را عوض کرده است .... بله او یک هندی زاده است !

بخوانید و بدانید که چگونه بر سره ایران و ایرانی‌ کلاه گذاشتند تا بتوانند به مدت زیاد تا فتح نابودی ایران و سالهای طولانی کلاه ایرانی‌‌ها را بردارند 


براساس اسناد و مدارک خمینی بارها فامیلی خود را عوض کرده است : نخستین فامیلی پدربزرگ و پدر و خود خمینی ”هندی” بوده و بعد وقتی به قم میرود فامیلی خویش را به موسوی خمینی تغییر میدهد که مهر خود را هم با نام روح الله موسوی درست میکند و پس از چندی دوباره شناسنامه ای با فامیلی جدید مصطفوی میگیرد و در اسناد و مدارکی که پس از تبعید رضا شاه به دست انگلیسی ها و حمایت خمینی از آقای کاشانی دیده میشود از او با نام حجت الاسلام موسوی نام برده شده است و بر اساس اسناد و مدارک, خمینی دارای سه شناسنامه بوده است: اولی با فامیلی هندی از ثبت احوال شهر خمین توسط حسینعلی بنی آدم ثبت شده است و دومین شناسنامه با فامیلی موسوی خمینی از ثبت احوال شهرقم ثبت شده است و سومین شناسنامه با فامیلی مصطفوی از ثبت احوال شهر گلپایگان توسط جعفری نژاد ثبت شده است و پس از تشکیل جمهوری اسلامی, خمینی سعی کرد تمام سوابق خویش با فامیلی هندی و موسوی خمینی را از بین ببرد و عکسی که حکومت از شناسنامه خمینی نشان میدهد و در اینترنت قابل مشاهده است با نام روح الله و فامیلی مصطفوی است!!!
آیت الله پسندیده در کتاب خاطراتش میگوید:”حادثه جالبی که به هنگام صدور سجل (شناسنامه) پیش آمد, اعتراض مردم به نوشتن نام زنانشان بود (البته ایشان به عمد گویا فراموش کرده اند که آخوندها مردم را علیه رضا شاه تحریک میکردند, زیرا اولین قانون معروف به سجل احوال و یا آمار و ثبت احوال در ۱۴خرداد ۱۳۰۴ با پیگیری رضا شاه در پنجمین مجلس شورای ملی به تصویب رسید و آخوندها به مردم میگفتند که رضا شاه با تصویب این قانون به دنبال نابودی دین اسلام ناب محمدی است, او آمده و میخواهد اسم زن های شما را بنویسد و گفتن اسم زن و مادر به نامحرم جایز نیست.) ” و آیت الله پسندیده ادامه میدهد که:”ما فامیلی هندی را ثبت کردیم و بعدها چون فامیلی هندی شبهه وابستگی به انگلیسی ها را پیش میاورد من و روح الله (خمینی) فامیلی خود را عوض کردیم (جالبه نمیگن که چرا فامیلیشان شبهه وابستگی به انگلیسی ها را داشت) برای همین من فامیلی پسندیده را برای خود انتخاب کردم و روح الله فامیلی اش را به مصطفوی تغییر داد اما برادرمان نورالدین فامیلی اش هندی ماند و برای همین ما سه برادر, سه فامیلی متفاوت پیدا کردیم”!
و جالب است که سه مطلبی که رشیدی مطلق در۱۷ دی سال ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه بدان اشاره کرد حقیقت داشت یعنی: ۱) تبار هندی خمینی,۲) همکاری چپ ها و توده ایها با آخوندها و مذهبی ها علیه شاه (در هنگام تشکیل نظام جمهوری اسلامی به رهبری خمینی شاهد همکاری چپ ها از جمله توده ای ها و بویژه فداییان اکثریت در شناسایی و لو دادن مخالفان خمینی بودیم) و ۳) اینکه در آن مقاله نوشته بود چون خمینی در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه حمایت های خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت می گشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند (شاهد ماجرا نزدیکترین فرد به خمینی که شاگرد خمینی در حوزه بود و کسی است که برای خمینی نظریه ولایت فقیه را درست کرد یعنی آیت الله منتظری است که در خاطرات خود نوشته...اظهار مرجع تقلید بودن خمینی بعدها به درخواست منتظری و توسط آیت الله شریعتمداری برای حفظ جان خمینی و رهانیدن او از خطر اعدام به علت بلوایی که در مخالفت به انقلاب سفید شاه و حمله به قانون دادن حق رای به زنان راه انداخته بود و مذهبی ها را تحریک به حمله به دولت نموده بود انجام شد.
عنوان: طرفداران و رسانه های حکومتی او را «امام خمینی» مینامیدند و رسانه رادیویی انگلستان بی بی سی فارسی از دیده شدن تصویر خمینی در ماه خبر میداد و پس از مرگش مقام های حکومتی با شنیدن و ذکر نام پیامبر یک بار و با شنیدن و ذکر نام خمینی سه بار صلوات میفرستند!
نام و نوع حکومت: جمهوری اسلامی, ولایت فقیه که بعدها به ولایت مطلقه فقیه تغییر پیدا کرد.
دیدگاه خمینی: دیدگاه های خمینی آنهم در عصر تکنولوژی و قرن ها پس از انقلاب صنعتی و عصر رنسانس به قدری عجیب,عقب مانده و واپس گرایانه و متحجرانه است که حیرت آدمی را برمی انگیزد که حتی دست نوشته هایش در کتاب رساله و توضیح المسائل و کتاب تحریر الوسیله اش دستمایه طنز بسیاری از هنرمندان قرار گرفته است و از جمله زنده یاد فریدون فرخزاد با اشاره به مطلبی که خمینی نوشته که: ”اگر در هنگام زلزله شخصی در طبقه دوم و عمه ایشان در طبقه زیرین خوابیده باشد و بر اثر تکان های حاصل از زلزله آن شخص بر روی عمه خود بیافتد، بچه ای که از این ماجرا حادث می شود حلال زاده است.” میگوید: ” کی تو زلزله رو عمه اش می افته؟ آخه این چه دینی (است)؟
یکی از جمله های معروف خمینی: ” اقتصاد مال خر است’ ‘ میباشد. تمام افرادی که با خمینی سر و کار داشتند همگی بر تندخو بودن خمینی تاکید میکنند, خمینی حتی در سخنرانی های عمومی خود و در جلو دوربین ها اگر کسی بی موقع شعار میداد و حرفش را قطع میکرد با عصبانیت به او تشر میزد و خشمگینانه به او میتوپید. خمینی از جمله آخوندهایی بود که با گروه تروریستی فدائیان اسلام و نواب صفوی ارتباط داشت و آنهارا برای کشتن آقای سید احمد کسروی (تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهش‌گر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی که به عنوان استاد ملی گرای حقوق در دانشگاه تهران تدریس می کرد) تحریک کرد و سرانجام آقای سید احمد کسروی توسط گروه تروریستی فدائیان اسلام به ضرب گلوله و ۲۷ ضربه چاقو ترور شد و از اینجا میتوان فهمید ریشه قتل های زنجیره ای نویسندگان و اندیشمندان که در زمان رفسنجانی و خاتمی رخ داد از کجا ناشی میشود و بعدها خمینی همین حکم ترور را برای سلمان رشدی که نویسنده بود هم داد و با وجود فتوای خمینی و جایزه هنگفت و میلیونی که برای قاتل سلمان رشدی در نظر گرفتن اما از جمعیت یک میلیاردی مسلمانان جهان کسی به فتوای او اهمیت نداد و حتی ولایتی در یک مصاحبه با خبرنگاران خارجی اعلام کرد این فتوا شامل مرور زمان شده است. در همان سالهای ترورآقای سید احمد کسروی, خمینی مخفیانه کتابی را به نام کشف الاسرار چاپ کرد که در آن با نشانه های جوامع مدرن شدیدن مخالفت کرده و خواستار اجرای قوانین شریعت اسلامی شده بود و نظریه های بسیار تند و متحجرانه ای را بیان کرده بود.

خمینی که نتوانسته بود در حوزه برای خود جایگاه درخوری درست کند و نطراتش مورد تایید آیت الله بروجردی قرار نمیگرفت و دچار سرخوردگی شده بود. بنا بر مدارک و شواهد تاریخی پس از فوت آیت الله بروجردی هم با اینکه خمینی فردی مسن و ۶۰ ساله بود مردم به عنوان مرجع تقلید به سمت او نیامدند (رجوع شود به خاطرات نزدیکترین فرد از یارانش به او در آن سالها یعنی آیت الله منتظری و در آن زمان آیت الله سید محمد‌کاظم شریعتمداری به همراه آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی و آیت الله مرعشی نجفی در قم با استقبال مردمی مشهور به آیات ثلاثه شدند که بلندپایه‌ترین روحانیون و مراجع ایران به شمار می‌آمدند) و خمینی سعی کرد این سرخوردگی را از طریق مخالفت با شاه و افتادن اسمش در دهان مردم جبران کند و در هنگام تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید شاه که اعلام شد که شاه قصد دارد این لوایح را به رفراندوم گذاشته و از تصویب مردم ایران بگذراند (که شامل شش اصل اولیه بود که بعدها معروف به «لوایح ششگانه» شد وچند اصل دیگرهم به آن افزوده شد و عبارت بودند از:
اصل اول – اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی
اصل دوم – ملی کردن جنگل‌ها و مراتع
اصل سوم – فروش سهام کارخانجات دولتی به بخش خصوصی و مردم
اصل چهارم – سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها
اصل پنجم – اصلاح قانون انتخابات ایران به منظور دادن حق رای به زنان و حقوق برابر سیاسی با مردان
اصل ششم -ایجاد سپاه دانش
اصل هفتم – ایجاد سپاه بهداشت
اصل هشتم – ایجاد سپاه ترویج و آبادانی
اصل نهم – ایجاد خانه‌های انصاف و شوراهای داوری
اصل دهم – ملی کردن آب‌های کشور
اصل یازدهم – نوسازی شهرها و روستاها با کمک سپاه ترویج و آبادانی
اصل دوازدهم – انقلاب اداری وانقلاب آموزشی
اصل سیزدهم – فروش سهام به کارگران واحدهای بزرگ صنعتی یا قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی
اصل چهاردهم – مبارزه با تورم و گران فروشی و دفاع از منافع مصرف کنندگان
اصل پانزدهم – تحصیلات رایگان و اجباری
اصل شانزدهم – تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسه‌ها و تغذیه رایگان شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران
اصل هفدهم – پوشش بیمه‌های اجتماعی برای همه ایرانیان
اصل هیجدهم – مبارزه با معاملات سوداگرانه زمین‌ها واموال غیرمنقول و …)
خمینی شروع به تحریک مردم و مخالفت کردن با دادن زمین های کشاورزی به دهقانان توسط شاه که خان ها و فئودال ها به زور اسلحه و تفنگچی از کشاورزان گرفته بودن و همچنین دادن حق رای به زنان ایرانی و حق عضویت زنان ایرانی در مجلس های شورای ملی و سنا توسط شاه نمود و خمینی از دهقانان میخواست زمین ها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند! و به مردم میگفت که شاه با دادن حق رای و حق عضویت در مجلس های شورای ملی و سنا به زنان میخواهد زنانتان را از خانه ها بیرون بیاورد و آنها را فاسد کند و خطاب به شاه گفت:”به زن ها حق رای داده اید, تساوی حقوق زن و مرد رای عبدالبهاء است وآقای شاه هم میرود آن بالا میگوید تساوی حقوق زن و مرد, آقا این را به تو تزریق کرده اند که بگویند بهایی هستی که من بگویم کافر است بیرونت کنند” و پس از بی اهمیتی شاه و مراجع تقلید معروف به آیات ثلاثه به سخنان خمینی و شروع تصویب لایحه حق رای به زنان و قانونی شدن آن, خمینی درتاریخ ۲۲ اسفند سال۱۳۴۱ بیانیه ای منتشر کرد و در آن حتی از گفتن جمله های دروغ هم دریغ نکرد و بدین صورت گفت:
”بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
دستگاه حاکمه ایران به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرد و به احکام مسلمه قرآن قصد تجاوز دارد.
نوامیس مسلمین در شرف هتک است و دستگاه جابره با تصویبنامههاى خلاف شرع و قانون اساسى مىخواهد زنهاى عفیف را ننگین و ملت ایران را سرافکنده کند.
دستگاه جابره در نظر دارد تساوى حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند، یعنى احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنى دخترهاى هیجده ساله را به نظام اجبارى ببرد(!) و به سربازخانه ها بکشد(!)، یعنى با زور سرنیزه دخترهاى جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد.
هدف اجانب، نابودى اسلام و روحانیت وهدف اجانب قرآن و روحانیت است. دستهاى ناپاک اجانب با دست این قبیل دولتها قصد دارد قرآن را از میان بردارد و روحانیت را پایمال کند, روحانیت امسال عید ندارد, من این عید را براى جامعه مسلمین عزا اعلام میکنم و …”(کتاب مجموعه ای از مکتوبات, سخنرانی ها, پیام ها و فتاوی امام! خمینی, صفحه ۳۵)
خمینی به حدی دارای تکبر و سرخوردگی ناشی از محبوبیت مراجع تقلید معروف به آیات ثلاثه است که با این بیانه میخواهد خودرا بالاتر از مراجع تقلید آیات ثلاثه قرار دهد و برای کل جامعه مسلمین از طرف خودش حکم میدهد که امسال به خاطر دادن حق رای به زنان عید ندارند! خمینی حتی به این بیانه هم بسنده نمیکند و در بیانیه ای با حالت امری خطاب به مراجع تقلید برای تحت فشار گذاشتن آنها میگوید:
”بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت ذی شرافت حضرات علمای اعلام و حجج اسلام دامت برکاتهم
عظّم الله تعالی اجورکم
چنان که اطلاع دارید، دستگاه حاکمه می خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به دنبال آن مطالبی است که اسلام را به خطر می اندازد. لذا این جانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر عجل الله تعالی فرجه جلوس می کنم و به مردم اعلام خطر می نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت های وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .” (کتاب مجموعه ای از مکتوبات,سخنرانی ها,پیام ها و فتاوی امام! خمینی, صفحه ۳۴) و شاه بی اهمیت به هیاهوی خمینی همانطور که گفته بود لوایح قانونی را به رفراندوم گذاشت و مورد تصویب مردم ایران قرار گرفت. تحریک مردم توسط خمینی و توهین علیه شاه و ایجاد بلواهای گوناگون را خمینی ادامه میدهد که در آخر, شاه دستور بازداشت خمینی را میدهد و از آنجا که طبق قانون اساسی مشروطه مجتهدین و مراجع تقلید مصونیت از محاکمه داشتند و خمینی به عنوان مرجع تقلید معروف نبود، لذا قصد محاکمه وی را داشتند و برای نجات خمینی از اعدام, آیت‌الله شریعتمداری یکی از مراجع تقلید معروف به آیات ثلاثه به تهران رفت وخمینی را به عنوان مرجع معرفی کرد تا از اعدام وی جلوگیری کند و جان خمینی را نجات میدهد و در سال های بعد خمینی برای تحریک مردم علیه شاه به فرانسه یعنی همان کشورغربی که خمینی آن ها را اجنبی و دشمن اسلام و قرآن میدانست رفت و در خانه ویلایی در باغی در منطقه خوش آب و هوای نوفل لوشاتو فرانسه در آزادی کامل به سخنرانی و مصاحبه های گوناگون پرداخت و سخنرانی و بیانیه هایش علیه شاه با استقبال رسانه های غربی بویژه رادیو بی بی سی انگلیسی ها قرار گرفت و تبلیغات وسیع و گسترده ای به نفع خمینی توسط رسانه های غربی انجام شد و سخنان خمینی بلافاصله توسط رادیو بی بی سی فارسی انگلستان برای مردم ایران مخابره میشد
مرتضی پسندیده برادر بزرگ و ناتنی (از پدر یکی بودن) خمینی، به صراحت اعلام کرد که پدربزرگش از هند آمده و بالاتر از اسم اجداد خود را در هند نمیتواند بیاد بیاورد(یعنی شجرنامه دال بر سید بودن ندارند) و راجع به پدر خمینی یعنی مصطفی هندی هم آیت الله مرتضی پسندیده میگوید:”پدرمان چند سالی از خمین رفت تا در پیش مراجع اصفهان و نجف تحصیل کند” و جالب است که او ادامه میدهد که:”اسامی اساتید پدرمان در اصفهان و نجف در خاطرم نیست ولی میدانم از مراجع بوده اند”! و جالبتر آنکه محقیقین نتوانستند کوچکترین اثر و نشانی از وجود و حضور مصطفی هندی در هیچ کدام از مراکز مذهبی پیدا کنند و به جای آن نشانه هایی از رد پدر خمینی (مصطفی هندی) در هند و عضویت در انجمن فراماسنری اخوّت وهمکاری مصطفی هندی در ایران با شرکت نفت انگلستان و ایران و فردی که به ظاهر مسلمان شده بوده به نام حاج ولیام سن پیدا کردند و با بررسی کتاب خاطرات آقای سر دنیس رایت(دیپلمات‌ انگلیسی در ایران) میتوان بیشتر به راز عدم حضور چندساله پدر خمینی(مصطفی هندی) پی برد, سر دنیس رایت (دیپلمات‌ انگلیسی) در کتاب ”انگلیسی‌ها در میان ایرانیان” بیان میکند که: {بسیاری از اداره امور جاسوسی انگلستان در ایران توسط کمپانی هند شرقی انجام میشد و به علت احترامی که مردم , حاکمان, امرا و درباریان ایرانی به آخوندهایی که سید بودن میگذاشتند و به علت جهل, خرافه پرستی و اعتقادی که مردم آن زمان ایران در دعانویسی سیدها برای حل مشکل و رفع چشم زخم و درمان بیماری داشتند بطوریکه ملاهایی که سید بودن نفوذ زیادی دراندرونی ها پیدا کرده بودند و به خوبی به اخباراندرونی ها و محافل خصوصی دسترسی پیدا میکردند و به همین علت انگلستان بسیاری از جاسوسان خود را به شکل سید هندی به ایران میفرستاد تا ضمن جاسوسی سعی در نفوذ در بین مردم و حکومت کنند و اخبار را به موقع به انگلیسی ها بدهند و همچنین سیدهای هندی سعی میکردند در بین قبایل و عشایر نفوذ داشته باشند و آنها را علیه حکومت مرکزی تحریک کنند تا حکومت ایران ضعیف شود

۱۳۹۲ مرداد ۱۶, چهارشنبه

ریدم تو روح رهبر ....امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس اصفهانی در زندان اوین و در سن ۲۸ سالگی کشته شد!



امیدرضا میرصیافی فعال فرهنگی و وبلاگ‌نویس اصفهانی بود که توسط دادگاه انقلاب ایران به اتهام توهین به روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای به دو سال حبس محکوم شده و نهایتا در زندان اوین و در سن ۲۸ سالگی کشته شد.

امیدرضا میرصیافی به دلیل انتشار مطالبی بر ضد کلیت حکومت اسلامی به ویژه شخص روح الله خمینی و سید علی خامنه ای و همچنین نوشتن طنزهایی بر ضد امامِ زمانِ شیعیان در وبلاگ شخصی اش به نام روزنگار، در آبان ماه ۸۷ به دو سال و شش ماه حبس محکوم گردیده، و سرانجام در ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ زیر شکنجه عوامل زندان به قتل رسید.

خواهر این جان باخته، وضعیت جسد او را اینگونه توصیف کرده است:

ما صبح فردایی که خبردار شدیم، رفتیم برای شناسایی جسد. من خودم جسد را دیدم. گوش سمت چپ خونریزی شدید داشت. بینی اش پر از لخته‌های خون بود. صورتش کبود بود. پشت کتف‌ها کبود بود و پشت کمر، و ظاهرا قسمت پشت گوش آن قسمت، جمجمه شکستگی هم داشته، طوری که آن ملافه‌ای که جسد را پیچیده بودند کاملا خونی شده بود قسمت زیر سر. بعد آنجا جسد را به ما تحویل دادند فرستادیم پزشکی قانونی کهریزک، چهار ساعت طول کشید، ظاهرا کالبد شکافی انجام شد به ما توضیح خاصی ندادند. یک فرمی به ما داده شد که داخلش توضیحاتی خواسته بودند از سوابق بیماری امید که ما همه را رد کردیم، ایشان نه بیمار بود نه معتاد بود و نه هیچی. بعدش یک قسمتی نوشته بود که آیا شما شکایتی دارید؟ من هم نوشتم که بله. البته افرادی آنجا بودند می‌گفتند که اگر بنویسید شکایت دارید جسد را ممکن است تحویل تان ندهند. من هم آنجا گفتم که اصلا جسد را نمی‌خواهم تحویل بدهند و جسد امید به چه درد من می‌خورد؟ من نوشتم ما شکایت داریم، مسئولین زندان اوین مقصر هستند این قتل مشکوک است و باید پیگیری شود و امضا کردم. بعد از چهار ساعت جسد را برای تدفین به ما تحویل دادند موقعی هم که داشتند پیکر پاکش را شستشو می‌دادند هنوز گوشش داشت خونریزی می‌کرد. در حالی که اینها به ما گفته بودند که ایشان قرص خورده، فشارش افت کرده و فوت کرده در حالی که کسی که فشارش افت کنه، پدر من سی سال بهیار بیمارستان سینا بوده، چنین چیزی نمی‌تواند صحت داشته باشد و ایشان قطعا کتک خورده، این را مطمئن هستم...!


امیدرضا میرصیافی درست در بحبوحه انتخاباتی سال ۸۸ و به دلیل تبلیغ بر ضد حکومت و فعالیت در زمینه تحریم انتخابات دستگیر، محکوم و به قتل رسید!

به امید آگاهی و پیروزی 

۱۳۹۲ خرداد ۲۶, یکشنبه

آتش زدن عکس خامنه ای و خمینی در روز انتخابات مقابل سفارت ننگین جمهوری اسلامی_استکهلم 14 جون 2013

آتش زدن عکس خامنه ای و خمینی در روز انتخابات مقابل سفارت ننگین جمهوری اسلامی_استکهلم توسط مخالفین جمهوری اسلامی
جمعه ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ - ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ .... در این روز مخالفین و فعالین سیاسی یکبار دیگر انزجارشان را نسبت به ولی فقیه ابراز نمودن .....
عکس : آرین میرذوالفقاری









۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

دستورهای پشت پرده مجتبی خامنه ای به سید علی خامنه ای در روز ارتحال جان گوز خمینی

عکسی دیدنی و قابل تأمل از مجتبی خامنه‌ای در مراسم ارتحال خمینی 



این تصویر سریعا از روی خروجی رسمی تابناک حذف شده است.این بچه آخوند آمر اصلی جنایت کهریزک و فجایعه پس از انتخابات 1388 است که دستور قتل عام مردم را به جانیانی مثل مرتضوی و رادان و یکسری از دستمال بدستان بیت رهبری داد .... ولی دیکتاتورها باید بدانند که دوره آنها هم تمام خواهد شد .آقای خامنه ای روز تسویه حساب مردم با تو و خاندان کثیف تو نزدیک است ... قزافی ... صدام حسین ... بن علی ... مبارک و ... درس عبرت برای تو نشد پس به قول قدیمی شاهنامه آخرش خوش است ......

آرین میرذوالفقاری